دانلود سریال ترکی

دانلود جدیدترین سریال های ترکی

۱۶ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: نظرتان راجع به ازدواج‌ چیست؟ آیا از دید خودتان این ازدواج بر پایه عشق شکل گرفته، به نحوی که هیچ باد و توفانی نمی‌تواند به آن گزندی برساند و آن را دستخوش تحول کند، یا این که کاملا عقلانی و بر اساس یکسری اصول پذیرفته‌شده در فرهنگ والدین‌تان انجام شده و شما و همسرتان هم با آن موافقت کرده‌اید؟! آیا از ازدواج‌تان راضی هستید؟ تا چه اندازه خود را خوشبخت می‌دانید؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم، پاسخ به این سوال مستلزم آن است که شناخت درستی از عشق داشته باشید. عشق واقعی چیست، چگونه به وجود می‌آید و نهال آن باید به چه طریقی آبیاری شود؟ آیا مفهوم آن را درک کرده‌اید و فکر می‌کنید می‌توانید به سمت آن پربگشایید؟ یک عشق واقعی باید این ۱۰ نشانه را داشته باشد؛ آنها را مطالعه کنید تا متوجه شوید که در زندگی شخصی‌تان تا چه حد به عشق نزدیک شده‌اید:

شاید فیلم‌های عشقی زیادی دیده یا رمان‌های عاطفی فراوانی مطالعه کرده باشید که حکایت از ماجرای عشق زن و مردی می‌کنند که یکی مشکل دارد و دیگری نهایت فداکاری را به پای آن دیگری می‌ریزد تا ناراحتی را از دل او پاک کند. مثلا زن به بیماری مهلکی مبتلا می‌شود و مرد زمین و زمان را به هم می‌دوزد تا سلامت را به او بازگرداند. معمولا این داستان‌ها با پایانی غم‌انگیز ختم می‌شوند. اگر فکر می‌کنید که عشق واقعی یک چنین چیزی است سخت در اشتباهید! برای درک مفهوم عشق حقیقی به تماشای سریال‌های کمدی عشقی بپردازید. جایی که وصال یک زن و مرد علاقه‌مند ممکن شده و بعد از ازدواج همچنان احساسات خوب بین آن دو جریان دارد و شادی همه جا موج می‌زند .

هر کاری که می‌تواند تهدیدی برای ازدواج محسوب شود باید کنار گذاشته شود. اذیت و آزار در روابط جنسی، اختصاص دادن تعطیلات به دوست و رفیق به جای همسر، اشتیاق شدید نشان دادن به سرگرمی به نحوی که برای ساعت‌ها همسر فراموش شود و هر کار دیگر که یک نفر را شاد و دیگری را غمگین کند .

مراقب جنگ و دعواها باشید. هنگامی که حرف‌های همسرتان به نظرتان ظالمانه و نادرست می‌آید و شما می‌خواهید با تمام قوا دلایل منطقی خود را رو کنید و خیال ندارید به هیچ وجه کوتاه بیایید، به خود یادآوری کنید که او یک غریبه نیست، بلکه شریک زندگی و عشق شماست. چرا می‌خواهید به هر قیمتی که شده سخن خود را به کرسی بنشانید، در حالی که ممکن است دلشکستگی او و سردشدنش از شما را در پی داشته باشد .

چه خوش است آن ازدواجی که زن و شوهر خود را خوشبخت و خوش‌شانس بدانند و خرسند باشند که می‌بینند مناسب‌ترین فرد را برای خود پیدا کرده‌اند. این ازدواج درست است و خرمی در آن جریان دارد، نه ازدواجی که فرد متاهل طی آن با خود کلنجار برود و حساب کتاب کند که آیا فرد خوبی نصیبش شده یا این که او لیاقت خیلی بهتر از اینها را داشته است؟

زن و شوهرهای جوان و کم‌تجربه عادت دارند اسرار زندگی‌شان را برای دیگران بازگو کنند و به بهانه مشاوره، دوست و آشنا را از نامکشوفات زندگی خود مطلع کنند. اما ده سال بعد از کرده خود پشیمان می‌شوند و متوجه می‌شوند حفظ اسرار خانوادگی به مراتب مهم‌تر از مشاوره گرفتن از دیگران است .

افرادی که در زندگی خود برای عشق ارزش قائل‌اند، ناراحتی‌های دنیای بیرون را وارد خانه‌شان نمی‌کنند .

آنها به خوبی می‌دانند به همراه همسر خود در سرزمینی زندگی می‌کنند که سکه رایجش همان مهربانی است. زن یا شوهر باید در هر زمینه‌ای با یکدیگر با مهر و عاطفه رفتار کنند.

اگر آنها بر سر موضوعی با هم توافق نداشته باشند، با هم محترمانه بحث می‌کنند و هرگز صدایشان را بلند نمی‌کنند و از محدوده فهم و ادب خارج نمی‌شوند. قرار نیست دو نفر کاملا مانند هم باشند، اما هرکدام از آنها به دیگری اجازه می‌دهند که آزادانه نظرش را بیان کند.

آنها خود را مانند اعضای یک تیم می‌دانند که اگر اتفاقی برای یکی بیفتد، وضعیت تیم مختل می‌شود و آن دیگری باید هرکاری از دستش برمی‌آید انجام دهد تا اوضاع همسر بهبود یابد و تیم دوباره بتواند به پیشروی خود ادامه دهد. البته این کمک‌ها باید دوطرفه باشد، نه این که همواره یکی کمک برساند و دیگری فقط دریافت کند .

هرکس دوست دارد همسرش همانی باشد که او دلش می‌خواهد. اما کنترل همسر نباید به شکلی آزاردهنده و ناراحت کننده برای طرف مقابل باشد: «تو چاقی، مدل موهات زشتت می‌کنه، اگه بخوای این وضع رو ادامه بدی ولت می‌کنم و می‌رم» نه، اینها راه درستش نیست. او را با لحنی درست و همراه با تشویق به جهتی که دوست دارید هدایت کنید. شما باید آن قدر برای همسرتان جذاب باشید که اشتیاق وی برای شادکردن شما باشد و در این میان هیچ دست اجباری در کار نباشد .

نمی‌دانیم چند مورد از موارد ذکرشده در زندگی شما با همسرتان صدق می‌کند، اما از شما می‌خواهیم که تک‌تک‌شان را با زندگی‌تان تطبیق دهید و از مسیری که احساس می‌کنید اشتباه می‌رفته‌اید بازگردید. عشق واقعی سهم شما و همسرتان است؛ تنها کافی است کمر همت ببندید و برای دستیابی به آن قدم بردارید.

۱۶ فروردین ۱۳۹۵

مردی همسرش را به خاطر عضویت در شبکه‌های اجتماعی به قتل رسانده بود، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.

به گزارش سلامت نیوز، باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: دیروز از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰، یک فقره کشف جسد متعلق به یک زن جوان در محل سکونتش در خیابان هفت چنار – خیابان شهید حاتمی به کلانتری ۱۱۱ هفت چنار اعلام شد.

با حضور مأمورین کلانتری ۱۱۱ در محل و تأیید خبر اولیه، بلافاصله موضوع به قاضی کشیک ویژه قتل و پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد.

پرونده در اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ:

با حضور تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ و انجام بررسی های اولیه مشخص شد که متوفی بنام مریم ( ۳۵ ساله ) مورد اصابت چند ضربه چاقو از ناحیه دست قرار گرفته اما علت اصلی مرگ وی ، خفگی ناشی از انسداد شریان اصلی تنفسی ( گردن ) بوده است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع “قتل عمـد” و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

اظهارات پسر مقتوله:

پسر مقتوله بنام مهدی ( ۲۲ ساله ) که با حضور در خانه، با جسد مادرش روبرو شده و موضوع را به پلیس خبر داده بود در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: شب گذشته  مادرم از من خواست تا به منزل خواهرم بروم تا او و پدرم بتوانند به صورت خصوصی برخی اختلافاتشان صحبت کنند و من نیز آن شب به خانه خواهرم رفتم؛ در حدود ساعت ۰۶:۰۰ مورخه پدرم با گوشی تلفن همراهم تماس گرفت و عنوان داشت که شب گذشته با مادرش درگیر شده! و به این بهانه از من خواست تا به مادرم سر بزنم؛ زمانی که وارد خانه شدم با جسد مادرم روبرو شدم که رشته ای طناب شکل به دور گردنش قرار داشت و در کف اتاق افتاده بود.

پلیس به دنبال همسر مقتوله:

با توجه به اظهارات پدر مقتوله، کارآگاهان قصد تحقیق از همسر مقتوله را داشتند اما اطلاع پیدا کردند که وی از محل سکونتش متواری شده است؛ با توجه به شواهد و دلایل بدست آمده مبنی بر ارتکاب جنایت توسط این شخص بنام سیاوش ( ۴۰ ساله )، دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.

حضور قاتل در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ:

در ساعت ۱۳:۰۰،  همسر مقتوله با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ خود را به کارآگاهان تسلیم و در همان اظهارات اولیه صراحتا عنوان داشت که ارتکاب جنایت توسط وی و طی یک نزاع خانوادگی صورت گرفته است.

اظهارات متهم:
سیاوش در خصوص انگیزه جنایت و قتل همسرش به کارآگاهان گفت: همسرم از چندی پیش و از طریق شبکه های مجازی در چندین گروه عضویت داشت و این در حالی است که من با اینگونه ارتباطات مشکل داشتم و مخالف آن هستم؛ به همین علت از او خواسته بودم که از این شبکه و گروه ها خارج شود اما با این وجود، او همچنان به ارتباطات مجازی خود ادامه می داد و همین موضوع زمینه اصلی آغاز درگیری های من با همسرم شده بود؛ حتی در یک مقطع زمانی نیز از همسرم خواشتم تا دیگر به محل کارش نرود اما او با این موضوع نیز مخالفت کرد و اصرار داشت تا همچنان به سرکار برود. تمامی این علت ها باعث شده بود تا فاصله [ عاطفی ] من و همسرم از یکدیگر افزایش پیدا کند و دائما با یکدیگر درگیری و نزاع داشته باشیم.

متهم در خصوص شب جنایت به کارآگاهان گفت: شب جنایت همسرم از پسرمان خواسته بود تا خانه نباشد تا بتوانیم با یکدیگر در خصوص اختلافاتمان صحبت کنیم؛ ابتدا با یکدیگر صحبت می کردیم اما پس از دقایقی صحبت ها به نزاع و درگیری لفظی تبدیل شد؛ حدود ساعت ۰۳:۰۰ بامداد بود که من با ریختن ده ها قرص در داخل آب از همسرم خواستم تا او آنرا بنوشد اما او از این کار خودداری کرد؛ در حالیکه بسیار عصبانی شده بودم، رشته ای را به دور گردنش انداخته و آنقدر نگه داشتم که … ؛ صبح روز جنایت بود که با پسرم مهدی تماس گرفته و به او گفتم که به خانه بیاید و بعد از آن، از تهران خارج شدم. طی این مدت در شهرهای مختلف می چرخیدم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به پلیس تسلیم کنم.

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

۱۵ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات منفی و ناامیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می خواهید، این احساسات قویتر هم می شود. بیشتر آدم ها به امید این که روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند، روزگار می گذرانند؛ اما این امید ها هیچ وقت به واقعیت تبدیل نمی شوند و آن ها را با چشمانی گریان و دلی پردرد، بر جای می گذارند. در عشق یک طرفه، طرف مقابل ممکن است از عشق باخبر باشد و یا نباشد، اما در هر حال هیچ علاقه ای نشان نمی دهد. این شرایط برای عاشق، نگران کننده و آسیب زاست که برخی از این آسیب ها را معرفی می کنیم.

کاهش عزت نفس، افسردگی و…
به گزارش سلامت نیوز به نقل از سپیده دانایی، زبان عشق یک طرفه به زبانی فاجعه آمیز و مصیبت زده گرایش پیدا می کند: جهان ها فرو می ریزند؛ دل ها شکسته و مایوس می شوند و زندگی ها خرد و نابود می شوند. وقتی عشقی به شک می انجامد، زندگی بی هدف می شود و دلیلی برای ادامه دادن وجود ندارد. عشق حتی در بهترین شکل خود تجربه ای دشوار و دردناک است، اما وقتی بدون پاسخ بماند، مسموم کننده می شود؛ رد کردن عشق، کشنده است. تقریباً همیشه به غم و غصه منجر می شود، به ویژه وقتی که فرد، عاشق کسی می شود که دست نیافتنی است. از دست دادن عشق برای بسیاری که بنابه هر دلیلی عشق خود را از دست می دهند یا باشکست مواجه می شوند، برابر است با فقدان زندگی. در واقع ابراز نشدن و دریافت نکردن عشق در یک عشق یک طرفه، سبب مشکلاتی از قبیل کاهش عزت نفس، افسردگی و نوسانات سریع خلق می شود. همچنین مشکلاتی همچون اضطراب ایجاد می کند. به بیانی دقیق تر، در حالت عادی اگر کسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از آن عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که این حالت شدید و حتی بیمارگونه شود، از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد. حتی اگر میل عاشق پس از اجابت نشدن خواسته اش دوباره مطرح شود، ممکن است در نهایت به سرخوردگی منجر شود.

تنفر؛ روی تلخ سکه عشق
یکی دیگر از آسیب های عشق یک طرفه، ایجاد تنفر و خشم است. شاید شما هم شنیده اید که عشق و تنفر، دو روی یک سکه هستند. زمانی که عاشق به فرد مورد نظرش می رسد، همه چیز می تواند ختم به خیر شود اما اگر این اتفاق انجام نگیرد، ممکن است با به وجود آمدن بی وفایی و خشم، کار به تنفر منجر شود و در این شرایط قسمت دیگر عشق، خودنمایی نمی کند. البته ممکن است بعد از وصال نیز در اثر اختلافات، عشق از بین برود و به نفرت تبدیل شود.

مراحل سه گانه عشق یک طرفه
بالبی روانکاو و روانشناس نامی، ثابت کرد که کودکان دلبستگی های خاصی را در خود به وجود می آورند. پیش از شش ماهگی اگر نوزادی را به غریبه ای بسپارند، از خود واکنشی نشان نخواهد داد، اما بعد از شش ماهگی کودک با ناراحتی آشکاری واکنش نشان خواهد داد. به مادر خود خواهد چسبید، گریه خواهد کرد و وقتی به نحو مناسبی جدا نگه داشته شود، تلاش خواهد کرد خود را بیازارد تا نزد مادر خود برگردد. بالبی این تغییرات رفتاری را واکنش اعتراضی می نامد. اگر مادر کودک برای همیشه او را ترک کند، اعتراض جای خود را به ناامیدی می دهد، کودک قابل ترحم و مصیبت زده می شود و قیافه ای به خودش می گیرد که بی شباهت به یک بزرگسال افسرده نیست. وقتی جدایی طولانی می شود، کودک تغییر رفتار بیشتری از خود بروز می دهد که نشانگر انتقال نهایی از ناامیدی به بی اعتنایی است. کودک بی اعتنا نوعی معلول عاطفی است. چنین کودکی ناتوان از تحمل سختی ها، ناگهان از رشد عاطفی باز می ماند. این توالی رفتار ها یعنی؛ اعتراض، ناامیدی و بی اعتنایی، هنگام جدا ماندن بچه های کوچک از مادرانشان به وضوح دیده می شود.
جالب است که همین مراحل سه گانه (اعتراض، ناامیدی و بی اعتنایی) بار ها در عاشقان یک طرفه یا طرد شده دیده می شود. واکنش آن ها در ابتدا واکنش اعتراضی است. گریه می کنند، مضطرب می شوند و تلاش می کنند شکلی از ارتباط را با طرف مقابل برقرار کنند. پس از شکست های مکرر برای به چنگ آوردن دل او، اعتراض به ناامیدی بدل می شود و عاشق غمگین، تمام نشانه هایی را از خود بروز می دهد که عموماً با افسردگی بالینی ارتباط دارند. درنهایت، خستگی عاطفی حالتی از بی اعتنایی را پدید می آورد. این مرحله  خطرناک ترین مرحله است.

عاشق هذیان گو…
همچنین عشق های یک طرفه گاهی به چنان شدتی می رسند که به نوعی بیماری روانی و بهتر بگویم به هذیان عشق تبدیل می شوند. در این بیماری، هذیانی بارز و سازمان یافته وجود دارد؛ زیرا فرد حرف ها و باور هایی دارد که کاملاً اشتباه است؛ برای مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است؛ اما مثلاً به علت کم رویی آن را بیان نمی کند و یا این که فرصت ابراز آن را پیدا نکرده است. گاهی بیمار تفسیر هایش از جامعه و آدم هایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به فرد مورد علاقه ام برسم و معتقد است آن فرد او را دوست دارد و مخالفت های دیگران مانع وصال اوست. در این بیماری فرد به شدت افسرده می شود. البته قصد من این نیست که بگویم همه عشق ها این گونه است، بلکه منظور برخی از این عشق هاست؛ مثلاً در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آن ها را دوست دارد. اما این ها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد! این علاقه شدید یک طرفه گاهی به رفتار نامناسب منجر می شود.بنابراین با این تفاسیر توصیه می شود در ایجاد روابط خود با دیگران آگاهانه تر و هوشمندانه تر برخوردکنید و معیارتان را تنها بر اساس عشقی که سرچشمه و منشاء آن احساسات و هیجانات پرشور است، بنا نکنید تا کمتر آسیب ببینید و به آن آرامش و خوشبختی و شادی که استحقاق آن را دارید، دست یابید.

 

۱۵ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: برخی خانواده‌ها در میهمانی‌های خود با میوه‌های خشک از میهمان خود به جای شیرینی و شکلات پذیرایی می‌کنند و معتقدند که این نوع خوراکی، ارزش تغذیه‌ای بیشتری دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه، اینکه این مساله تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد، موضوعی است که دکتر پیام فرح‌بخش، پزشک و متخصص تغذیه و رژیم درمانی و عضو هیات علمی دانشگاه به آن اشاره می‌کند.

مصرف میوه تازه به خشک آن ارجح‌تر است

نکته مهمی که در مصرف میوه‌های خشک باید در نظر گرفت این است که در مقایسه با میوه‌های تازه (در مقیاس گرم) حاوی کالری بیشتری هستند. به عبارت ساده‌تر، کالری ۱۰۰ گرم میوه خشک درمقایسه با ۱۰۰ گرم میوه تازه بیشتر است. ضمن اینکه به دلیل فرایند صورت گرفته روی آن یعنی خشک کردن، مقداری از ویتامین‌های موجود در آن از بین می‌برود. درواقع میوه‌های خشک به نسبت واحد حجم، کالری بیشتری دارند و ارزش تغذیه‌ای آنها نیز کمتر است.

البته استفاده از این خوراکی‌ها در حد اعتدال نسبت به مصرف شیرینی‌های «تر» و شکلات‌ها ارجحیت دارد و بهتر است که این فرهنگ‌سازی‌ صورت بگیرد که با این خوراکی‌ها از میهمان خود پذیرایی کنیم. اما با این حال نباید در مصرف میوه‌های خشک هم زیاده‌روی شود چون می‌تواند روند پوسیدگی دندان را تسریع بخشد. درواقع کسانی که عادت به خوردن این تنقلات دارند اگر پس از مصرف میوه‌های خشک مسواک نزنند، به دلیل اینکه ذرات این میوه‌ها در بین دندان‌ها گیر می‌کند، روند پوسیدگی دندان را تشدید می‌کند. به علاوه، بیماران مبتلا به دیابت نیز نباید در مصرف میوه‌های خشک افراط کنند.

اما در مقایسه با میوه تازه، قطعا مصرف میوه‌های تازه نسبت به خشک ارجح‌تر است. ولی گاها دیده می‌شود برخی از افراد به دلیل اینکه در مهیمانی‌ها حوصله پوست گرفتن میوه را ندارند یا حتی به خاطر بزرگ‌ بودن اندازه میوه، از خیر خوردن آن می‌گذرند و سرگرم خوردن تنقلات دیگری چون شکلات و شیرینی یا همین میوه‌های خشک می‌شوند درحالی که توصیه می‌شود برای بهره‌مند شدن از ویتامین‌ها و املاح، میوه به صورت تازه مصرف شود.

۱۵ فروردین ۱۳۹۵

مطالب مفید

مطالب مفید درباره مواد غذایی موثر در افزایش هوش: بسیاری از غذاهایی که برای سلامت کلی بدن مفید هستند، منجر به افزایش قدرت مغز نیز می شوند. بنابراین اگر شما به دنبال افزایش کارایی فکر خود هستید، می توانید روزانه به سراغ انتخاب این غذاها بروید.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آوای سلامت، مغز مهمترین و پرنیازترین عضو بدن از نظر دریافت مواد غذایی است و می توان گفت ده برابر بیش از سایر ارگان ها نیاز به مواد غذایی دارد و ۲۰ درصد کالری روزانه بدن را استفاده می کند.

در اینجا ۱۰ ماده غذایی موثر برای افزایش هوش و کارایی فکری معرفی شده است:

ماهی های روغنی برای حفظ مغز سالم: انواع ماهی های چرب مانند ساردین و قزل آلا حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است و خوراکی مناسبی برای حفظ سلول های سالم مغز محسوب می شود.

حبوبات برای کمک به تنظیم انرژی مغز: انواع حبوبات مانند عدس، نخود، سرشار از قندهای پیچیده هستندو به تنظیم گلوکز در خون و عرضه آن به مغز کمک می کنند.

موز برای کمک به حفظ آرامش مغز: موز غنی از تریپتوفان، یک اسید آمینه است که برای حفظ آرامش مغز و کاهش فعالیت های عصبی آن مفید محسوب می شود.

جگر برای افزایش هوش: جگر منبع غنی از ویتامین ب و برای افزایش عملکرد مغز و افزایش هوش مفید است.

توت برای افزایش میزان شادی: همه انواع توت ها اعم از توت فرنگی، زغال اخته، تمشک و … سرشار از ویتامین ث و آنتی اکسیدان است که برای بهبود گردش خون و تقویت مویرگ های خونی مفید است.

مطالب مفید درباره مواد غذایی موثر در افزایش هوش

تخم مرغ و تقویت اتصالات عصبی: تخم مرغ حاوی لسیتین و فسفولیپیدها است که به ساخت و ساز غشای سلولی مغز کمک می کند. مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، اگر تخم‌ مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است.

اسفناج برای کمک به حافظه: اسفناج به دلیل برخورداری از بافت‌ های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری ‌ها پیشگیری می ‌کند. تحقیقات نشان می ‌دهد زنانی که از اسفناج و سبزی ‌های سبز دیگر استفاده می‌ کنند، پیر شدن سلول‌ های ‌شان را به تاخیر می ‌اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم ‌های موجود در برگ‌ هایش، سیناپس بین سلول ‌ها را تسهیل می ‌بخشد و هوش را تقویت می ‌کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اگر به اسفناج علاقه ندارید از کاهو و کلم بروکلی هم می توانید استفاده کنید.

کاکائو برای جلوگیری از پیری مغز: خوردن کاکائو خواص درمانی بسیاری دارد از جمله این که استرس و افسردگی را کاهش می دهد و با تقویت حافظه، از پیر شدن مغز جلوگیری می کند.

آووکادو: سرشار از ویتامینEیکی از قوی ترین آنتی اکسیدان ها است که منجر به محافظت بافت های چربی مغز در برابر پیری زودرس می شود.

انبه: این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که انبه میوه‌ ای چرب است و دارای بافت‌ های چربی است اما باعث می‌ شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع‌ تر شود باعث می‌ شود خون بیشتری به مغز برسد.

منبع: dailynewsdig.com

۱۵ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: گذشته از مسأله درون‌گرا و برون‌گرا بودن، همه ما گاهی اوقات در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که به شدت خجالت‌زده می‌شویم. معمولاً تصور می‌شود که فقط افراد درونگرا در چنین موقعیت‌های اجتماعی خجالت می‌کشند، اما این تصور اشتباه است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ماهنامه دنیای سلامت، وقتی که وارد اتاقی پر از جمعیت می‌شوید و ناگهان همه به سمت شما برمی‌گردند و نگاه‌تان می‌کنند، چه حالی پیدا می‌کنید؟ از سر تا پای‌تان خیس عرق می‌شود؟ وقتی که می‌خواهید حرف‌تان را به کسی که از ته دل عاشقش شده‌اید، بگویید چه حالی می‌شوید؟ یا وقتی که می‌خواهید از کسی درخواست کار کنید، اما مردد مانده‌اید که چگونه درخواست خود را به زبان بیاورید چه می‌کنید؟

چرا قرار گرفتن در چنین موقعیت‌های اجتماعی شما را تا این اندازه دستپاچه و مضطرب می‌کند؟ چرا همیشه چیزی جلوی حرکت شما را به جلو می‌گیرد و به زور شما را به عقب می‌کشاند؟ گذشته از مسأله درون‌گرا و برون‌گرا بودن، همه ما گاهی اوقات در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که به شدت خجالت‌زده می‌شویم.

معمولاً تصور می‌شود که فقط افراد درونگرا در چنین موقعیت‌های اجتماعی خجالت می‌کشند، اما این تصور اشتباه است؛ چرا که افراد برونگرا نیز هنگام قرار گرفتن در برخی موقعیت‌ها احساس ناراحتی می‌کنند.

سه مولفه اصلی کمرویی

خودآگاهی بیش از حد (شما اطلاعات گسترده‌ای در مورد خودتان دارید؛ خصوصاً در موقعیت‌های اجتماعی)
خود منفی بینی بیش از حد (شما خودتان را بیش از اندازه منفی می‌بینید)
مشغولیت ذهنی بیش از حد در مورد کارهای منفی (وقتی که در میان جمع هستید، به هر کار منفی که انجام می‌دهید، بیش از حد توجه می‌کنید)
چرا دچار خجالت و کمرویی می‌شویم؟ همه ما به شکل‌های مختلف خجالت را تجربه می‌کنیم و میزان کمرویی‌مان با هم فرق دارد.  اما دلایل ریشه‌‌ای کمرویی‌ها عبارتند از

داشتن تصویر ضعیف از خود در ذهن

این احساس معمولاً در دوران دبیرستان بیشتر به ما دست می‌دهد. ما فکر می‌کنیم که ویژگی‌های منحصر به فردمان چندان جالب نیستند و آنقدر ارزش ندارند که توجه کسی را جلب کنند. فکر می‌کنیم که دیگران از ما بهتر، جالب‌تر و جذاب‌ترند و سعی می‌کنیم از آنها تقلید کنیم. دیگران ما را خجالتی نمی‌دانند، ولی اغلب اوقات دچار خجالت می‌شویم.

توجه بیش از حد به کارهای منفی خود

وقتی که در کنار دیگران هستیم، بسیار حساس می‌شویم و تمام کارهایی را که انجام می‌دهیم، بارها در ذهن خود مرور می‌کنیم. این کار باعث می‌شود که مدام دلهره و نگرانی داشته باشیم. با هر حرکت کوچک از خود هزاران هزار سوال می‌پرسیم.

مدام فکر می‌کنیم که همه در حال نگاه کردن به ما هستند و متوجه تمام جزئیات ما می‌شوند؛ به همین دلیل در کنار دیگران اصلاً احساس آرامش و راحتی نداریم و بسیار عصبی می‌شویم و نمی‌توانیم درک کنیم که مردم پر مشغله‌تر از آن هستند که به تمام جزئیات مربوط به ما دقت و توجه کنند.

زدن برچسب خجالتی به خود

وقتی که به خودمان برچسب یک «فرد خجالتی» را می‌زنیم، از نظر روانی نیز به سمت همین طرز فکر حرکت می‌کنیم و انتظارات‌مان در زندگی بر پایه آن شکل می‌گیرد. مرتباً به دیگران می‌گوییم: «من خجالتی هستم» و با خودمان می‌اندیشیم «بله همین‌گونه است؛ طبیعت من خجالتی است.»

وقتی که چنین برچسبی به خودمان می‌زنیم، نباید انتظار داشته باشیم اتفاق دیگری رخ دهد. ما عمری را اسیر این طرز فکر خود می‌مانیم. آنقدر این جمله را تکرار می‌کنیم که اگر روزی هم بخواهیم در یک جمع به گونه دیگری رفتار کنیم، همه از ما توقع خجالتی بودن دارند. گاهی اوقات دلمان می‌خواهد فریاد بزنیم که کمرو و خجالتی نیستیم؛ ولی دیگران را به این طرز فکر خود عادت داده‌ایم…

همه‌چیزهایی را که به طور مکرر برای خود تکرار می‌کنید، ذهن ناخودآگاه‌تان می‌شنود و همان‌گونه عمل می‌کند. اگر مرتباً با خودتان تکرار کنید که ناتوان و بی‌عرضه یا بسیار خجالتی هستید، بیشتر به سمت این خصوصیات سوق می‌یابید.

چگونه بر کمرویی خود غلبه کنیم؟
 

کمرویی خود را بشناسید

سعی کنید نوع خجالتی بودن خود را تشخیص دهید و تأثیر آن را در زندگی‌تان مشخص کنید. محرک‌هایی که باعث می‌شوند این احساس را داشته باشید، بشناسید.

به آگاهی بیشتری از خودتان دست یابید

بدانید که دنیا در حال تماشا کردن شما نیست. مردم آنقدر پر مشغله هستند که فرصت زیادی برای این کارها ندارند. به جای آن سعی کنید آگاهی خود را افزایش دهید. آگاهی و شناخت خویشتن اولین گام برای تغییر زندگی و بهبودی اوضاع است.

توانایی خود را بشناسید

همه ما قدرت‌ها و توانایی‌های خاص خودمان را داریم. اگر همه مثل هم بودیم، دنیا دیگر جذابیتی نداشت و همه‌چیز تکراری می‌شد. چیزی را بیابید که در آن مهارت و توانایی بیشتری دارید و روی آن متمرکز شوید. با تکیه بر توانایی‌های منحصر به فردتان عزت نفس بیشتری برای خود ایجاد کنید. قدرت‌های خاص‌تان به شما مزیت‌های ویژه‌ای می‌دهند.

یاد بگیرید که خود را دوست داشته باشید

تحسین و تقدیر کردن خودتان را تمرین کنید. برای خودتان یک نامه محبت‌آمیز بنویسید کارهایی انجام دهید که دوست دارید. زمانی را به شناخت خودتان اختصاص دهید.

همیشه از دیگران تقلید نکنید

اگر تلاش شما بر این باشد که از دیگران تقلید کنید و خودتان را مثل آنها کنید، کم‌کم همه‌چیز خسته‌کننده می‌شود.  بدانید که متفاوت بودن خوب است.

روی دیگران متمرکز شوید

به جای آنکه روی ناشی‌گری‌های خود در موقعیت‌های اجتماعی متمرکز شوید، روی دیگران متمرکز شوید. بهتر است روی شناخت بیشتر آنها متمرکز شوید؛ مثلاً آنها را در وضعیتی قرار دهید که بشتر راجع به خودشان حرف بزنند.

نگرانی‌ها و دلهره‌ها را از خود بیرون کنید

ترس و نگرانی به طرز طاقت‌فرسایی شما را در تصمیم مثبتی که گرفته‌اید، مأیوس می‌کنند. یکی از بهترین راه‌ها برای غلبه بر دلهره و ترس، عمیق نفس کشیدن است. چشمان خود را ببندید و نفس عمیق بکشید. روی نفس‌های خود متمرکز شوید و به آرامی دم و بازدم را انجام دهید. یک شیوه دیگر، تمرین یوگا است. نفس‌های خود را بشمارید تا وقتی که احساس راحتی بیشتر کنید.

تصویرسازی ذهنی کنید

خود را در یک موقعیت مطمئن و شاد تصور کنید. چشمان خود را ببندید. در یک موقعیت راحت بنشینید. به یک موسیقی آرام گوش بدهید و خود را در یک موقعیت خوب تصور کنید. از تمام حواس خود برای واقعی‌تر کردن این تصویر ذهنی کمک بگیرید.

به خودتان انرژی مثبت بدهید

کلمات، قدرت و نیرویی باور نکردنی دارند. همه‌چیزهایی را که به طور مکرر برای خود تکرار می‌کنید، ذهن ناخودآگاه‌تان می‌شنود و همان‌گونه عمل می‌کند. اگر مرتباً با خودتان تکرار کنید که ناتوان و بی‌عرضه یا بسیار خجالتی هستید، بیشتر به سمت این خصوصیات سوق می‌یابید.

در عین حال اگر مرتب در درون خود تکرار کنید که توانا، مطمئن، لایق و … هستید، ذهن ناخودآگاه‌تان آنها را می‌شنود و عملکرد خود را با این حقیقت جدید مطابقت می‌دهد. در عین حال که نمی‌توان به خود دروغ گفت، باید دانست که تصویرسازی‌های مثبت ذهنی، برای قدم گذاشتن در جاده مثبت زندگی، نقش مهمی ایفا می‌کنند.

رد شدن را بپذیرید

این را بپذیرید که ممکن است شما نیز پذیرفته نشوید. در چنین مواقعی بهتر است سریع جبهه‌گیری نکنید. همه ما انسان‌ها گاهی اوقات از طرف برخی افراد پذیرفته نمی‌شویم. این حقیقت بخشی از زندگی است. اینکه به هنگام رد شدن، چه واکنشی نشان می‌دهیم، مهم است.

بهتر است که قبل از وقوع آن، خود را از نظر ذهنی و روحی آماده کنید؛ همیشه طرد شدن دلیل بر خطا کردن نیست. گاهی اوقات سناریو مطابق میل ما نوشته نمی‌شود و ما باید حقیقت را بپذیریم. باید از این پذیرفته نشدن درس بگیریم. حتی این موقعیت نیز باید به قوی‌تر شدن و بهتر شدن ما کمک کند.

کمال‌گرایی را رها کنید

وقتی که شروع به مقایسه خود با دیگران می‌کنید، بیشتر گرایش دارید خود را با معروف‌ترین و موفق‌ترین افراد مقایسه کنید. انتظارات‌تان بالا می‌رود؛ چرا که خود را به طرز غیرقابل قبولی با افرادی که شبیه شما نیستند مقایسه کرده‌اید. بهتر است از خیر این تصاویر کامل ذهنی بگذرید. شما نباید از خودتان انتظار چیزهایی را داشته باشید که از حد توان‌تان خارج هستند.

مهارت‌های اجتماعی را تمرین کنید

مهارت‌های اجتماعی نیز درست همانند سایر مهارت‌ها با تمرین و تجربه بهبود می‌یابند. هر چه بیشتر در موقعیت‌های اجتماعی قرار بگیرید، در آینده بهتر با این مسائل کنار می‌آیید و از بودن در این شرایط نمی‌ترسید.

سه سوال از خود بپرسید

هنگام قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی که شما را عصبی می‌کنند، از خودتان بپرسید: آیا من نفس می‌کشم؟ آیا من احساس راحتی می‌کنم؟ آیا من به خوبی راه می‌روم؟

روی لحظه‌ها متمرکز شوید

وقتی که با کسی حرف می‌زنید، اینکه چگونه هستید و چگونه به نظر می‌رسید را فراموش کنید و روی کلمات متمرکز شوید. در جملات غرق شوید و سعی کنید دیگران را از این راه جذب کنید.

موفقیت‌ها و پیروزی‌های خود را ثبت کنید

از این به بعد، موفقیت‌های بیشتری خواهید داشت؛ پس بهتر است آنها را ثبت کنید. شما به درک بهتری از خودتان و بینش بیشتری نسبت به حقایق دست می‌یابید؛ حقایق پنهان در اجتماع که گاه هیچ‌کس به آنها توجه نمی‌کند. پیروزی‌های خود را ثبت و آنها را به شکل یک دفتر از وقایع مهم زندگی گردآوری کنید.

این کار باعث می‌شود اعتماد به نفس‌تان نیز افزایش یابد و توجه خود را بیشتر روی چیزهایی که به نفع شما هستند، متمرکز کنید؛ نه آن چیزهایی که آزارتان می‌دهند.

۱۵ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: ۸ روز است که نامش سر زبان‌ها افتاده و به داماد میلیاردر مشهور شده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری آنلاین، همه درباره جشن عروسی رؤیایی او صحبت می‌کنند و فضای مجازی پر شده از عکس پول‌هایی که مهمانان به‌عنوان هدیه عروسی به او دادند. هدیه‌هایی که در پایان عروسی رقم آن به یک میلیارد و ۸۵۰میلیون تومان رسید تا او یک شبه میلیاردر شود. مجید قاسم پور، داماد ۲۵ساله بندرعباسی در گفتگوی اختصاصی با همشهری جزئیات بیشتری از بهترین شب زندگی‌اش را بازگو کرد.

    درباره رسمی که یک شبه تو را میلیاردر کرد صحبت کن.

هیچ‌کس نمی‌داند این رسم از چه زمانی در منطقه ما اجرا می‌شود. ماجرا از این قرار است که در شب عروسی مهمانان به‌عنوان هدیه به داماد پول چشمگیری می‌دهند. این کار نوعی وام است که داماد در شروع زندگی دستش خالی نباشد و بتواند زندگی خوبی را شروع کند. این رسم که به آن فضل می‌گویند در بیشتر مناطق استان هرمزگان رواج دارد و در منطقه پشتکوه جلابی که ما در آنجا ساکن هستیم فراگیر‌تر است.

البته همه‌‌چیز به همین سادگی نیست. دامادی که هدیه می‌گیرد باید در عروسی کسی که هدیه را داده جبران کند. مثلا یکی از دوستانم شب عروسی‌ام به من ۵۰میلیون تومان هدیه داد و چند‌ماه بعد عروسی‌اش است و من باید دست‌کم ۷۰، ۸۰میلیون تومان به او کادو بدهم و جبران کنم. به همین دلیل است که بایدهمه پولی را که شب عروسی‌ام جمع شده نگه دارم و برای همه افرادی که به من هدیه داده‌اند جبران کنم.

    درباره خانواده ات بگو. چند خواهر و برادر هستید و شغلت چیست؟

ما ۴برادر و ۳خواهر هستیم که من کوچک‌ترین پسر خانواده هستم. ما به‌طور خانوادگی در کار کشاورزی و فروش خودرو هستیم اما کار اصلی من کشاورزی است و در سال۹۱ به‌خاطر کشت گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای کشاورز نمونه شدم. ما در منطقه شمیل زمین کشاورزی داریم.

    رسم اهدای فضل قبل از این در خانواده‌تان چطور برگزار می‌شد؟ سایر برادرانت در شب عروسی چقدر هدیه دریافت کردند؟

برادری که از من بزرگ‌تر است ۴سال قبل وقتی ازدواج کرد یک‌میلیارد و ۲۰۰هزار تومان هدیه گرفت. اما من با هدیه‌ای که امسال گرفتم رکورد برادرم را شکستم. پدرم می‌گوید این رسم از زمان پدربزرگ‌هایمان وجود دارد. مثلا اقوام دور کمتر و بین یک تا ۵میلیون تومان هدیه می‌دهند اما فامیل نزدیک بیشتر. مثلا بین ۲۰ تا ۱۰۰میلیون تومان.

    چطور با همسرت آشنا شدی و ازدواج کردی؟ مهریه همسرت چند سکه است؟

ما همسایه بودیم و دورادور با یکدیگر فامیل هستیم و رفت‌وآمد خانوادگی داریم. در همین رفت‌وآمدها به یکدیگر علاقه‌مند شدیم و بزرگ‌ترها پا پیش گذاشتند تا با یکدیگر ازدواج کنیم. مهریه همسرم ۱۴سکه بهار آزادی است.

    بیشترین هدیه‌ای که شب عروسی گرفتی چقدر و از طرف چه کسی بود؟

۳برادرم بیشترین هدیه را به من دادند. هرکدام از آنها ۱۰۰میلیون تومان به من دادند.

    درباره مراسم عروسی بیشتر توضیح بده. چند نفر مهمان داشتی و چطور از پس پذیرایی از آنها بر آمدی؟

من برای حدود ۶هزار نفر کارت دعوت فرستاده بودم اما جمعیتی حدود ۸هزار نفر به عروسی آمده بودند. جشن در محوطه بازی که در نزدیکی خانه پدرم قرار دارد برگزار شد. عروسی ما شامل ۲شب و یک روز است و در کل ۲وعده شام و یک وعده ناهار می‌دهیم. شام عروسی‌ام چلوگوشت بود و ناهار هم استامبولی دادیم. به درستی نمی‌دانم چند کیلو برنج برای این ۳وعده مصرف شد اما ۳۰گوسفند و ۱۰گاو قربانی کردیم.

    این همه غذا را چند آشپز طبخ کردند و این همه ظرف از کجا تهیه کردید؟

ما ۴آشپز استخدام کرده بودیم که هر کدام به‌طور اختصاصی یک غذا را طبخ می‌کرد. مثلا یکی برنج می‌پخت و دیگری گوشت. علاوه بر آن همه مهمان‌ها که بیشترشان فامیل بودند در کارها کمک می‌کردند و به‌جز ۴ آشپز هیچ کارگری استفاده نکردیم و همه کارها را خودمان انجام دادیم. برای پذیرایی هم از ظروف یک‌بارمصرف استفاده کردیم.

    برگزاری جشن عروسی چقدر برایت هزینه داشت؟ این هزینه برعهده چه‌کسی است؟

همه هزینه برعهده داماد است. اما من هنوز نمی‌دانم در عروسی هم به‌طور دقیق چقدر خرج شده است و باید حساب کنم.

    درباره نحوه دریافت هدیه میلیاردی ات توضیح بده. جمع‌آوری یک میلیارد و ۸۵۰میلیون تومان پول چقدر طول کشید؟

چند نفر از بزرگ‌ترهای فامیل وسط مجلس نشسته بودند و پول‌ها را شمارش می‌کردند و تحویل می‌گرفتند. یک نفر هم نام هدیه‌دهنده و مبلغ را در دفتر مخصوصی یادداشت می‌کرد. در این بین یک دستگاه پوز هم داشتیم که برخی مهمان‌ها هدیه را باکارت عابربانک‌شان پرداخت می‌کردند. در کل جمع‌آوری هدیه‌ها حدود ۴، ۵ ساعت طول کشید.

    این همه پول را چطور به خانه بردی؟

اعضای خانواده‌ام کمک کردند بسته‌های پول را جمع کردیم و به‌جای امنی بردیم.

حالا که به داماد میلیاردر مشهور شده‌ای می‌خواهی با پول‌هایت چه‌کار کنی؟

من باید هدیه‌هایی که گرفته‌ام جبران کنم. به همین دلیل می‌خواهم پول‌هایم را در بانک پس‌انداز کنم. در آینده کارم سخت‌تر است چراکه باید هر هدیه‌ای که گرفته‌ام مبلغی اضافه‌تر کنم و پس بدهم. با این حال از همه ۸هزار مهمانی که به جشن شروع زندگی مشترکم آمدند تشکر می‌کنم.

۱۴ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: خیلی‌ها تصور می‌کنند وقتی از یادگیری در خواب صحبت می‌شود، می‌توان قبل از خواب کتابی را زیر بالش گذاشت و وقتی فردا صبح که بیدار شدیم، تمام محتوای آن را فراگرفته باشیم. قطعا این آرزو خیلی خوب است ولی واقعیت نخواهد داشت.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از زومیت، شاید بارها عنوان تبلیغاتی «یادگیری در خواب» را دیده باشید. شعارهایی چون یادگیری زبان انگلیسی در خواب از جمله مهمترین مانورهای تبلیغاتی درباره‌ی این موضوع است. اما آیا واقعا یادگیری در خواب امکان‌پذیر است؟

یادگیری در خواب واقعیت دارد

خیلی‌ها تصور می‌کنند وقتی از یادگیری در خواب صحبت می‌شود، می‌توان قبل از خواب کتابی را زیر بالش گذاشت و وقتی فردا صبح که بیدار شدیم، تمام محتوای آن را فراگرفته باشیم. قطعا این آرزو خیلی خوب است ولی واقعیت نخواهد داشت. اما همواره می‌توان امیدوار بود که غیرممکن وجود ندارد.

طی سال‌های گذشته تحقیقات و آزمایش‌های زیادی انجام شده تا به این نتیجه رسیده‌اند که انسان توانایی یادگیری در خواب را دارد. با اینکه این یادگیری گستره‌ی وسیعی ندارد و شاید به صورت کامل انجام نشود، ولی امکان یادگیری در موارد معدود وجود دارد. این موضوع یک وجه اشتراک دارد و آن این است که فرایند یادگیری در خواب برای مواردی است که متکی به صدا هستند.

در ادامه به سراغ موضوعاتی می‌رویم که امکان یادگیری آن‌ها در خواب وجود دارد.

۱- یادگیری کلمات زبان دیگر

دانشمندان در آزمایش‌های اخیر خود تلاش کرده‌اند تا لغات ساده‌ی زبان هلندی را به افرادی بیاموزند که زبان اصلی آنها آلمانی است. برای این کار از یادگیری در خواب استفاده کرده‌اند.

آلمانی‌ها نمی‌دانستند وقتی در حالت خواب هستند، محققان صدای تلفظ کلمات مورد نظر را برای گروهی از آنها پخش می‌کنند. از طرفی گروه دیگر تنها در خواب به سر می‌بردند و صدایی برای آنها پخش نمی‌شد. سپس هر دو گروه بیدار شده و آزمون مربوط به کلمات و معنی آنها برگزار شد. گروهی که در طول خواب به صدای کلمات گوش داده بودند عملکرد بهتری در پاسخگویی داشتند.

دانشمندان برای اینکه مطمئن شوند فرایند یادگیری در خواب صورت گرفته و ارتباطی با گوش‌دادن ندارد، گروه دیگری از افراد را انتخاب کرده و کلمات مورد نظر را هنگام انجام کارهای دیگر مانند پیاده‌روی برای آنها پخش کردند. جالب اینجا است که این گروه نمی‌توانستند مانند گروهی برای یادگیری در خواب انتخاب شده بودند، کلمات را به خاطر بیاورند.

۲- مهارت‌های موسیقی

در بخش دیگر، محققان با انتخاب گروهی از افراد تلاش کردند تا با استفاده از روش‌های به کار رفته در بازی ویدیویی گیتار هیرو، ملودی‌های نواختن گیتار را به این افراد آموزش دهند. تمامی داوطلبان در حالت خواب قرار گرفتند. بعد از اینکه بیدار شدند از آنها خواسته شده بود تا گیتار بنوازند.

در این حالت نیز هیچ گروهی اطلاع نداشت که وقتی خواب بوده برای آنها آهنگی نواخته شده یا تنها در خواب به سر می‌برده است. سپس از هر دو گروه خواسته شد که ملودی مورد نظر را بنوازند. گروهی که در خواب این موسیقی را شنیده بودند شروع به نواختن گیتار کردند. جالب اینجا است گروهی که در خواب این ملودی را فراگرفته بودند، بدون اینکه هیچ پیش‌زمینه یا خاطره‌ای از آن داشته باشند، به طور کامل قطعه‌ی مورد نظر را اجرا کردند.

۳- محل قرارگیری اشیا

سال ۲۰۱۳ میلادی، محققان با انتخاب ۶۰ فرد بزرگسال از آنها خواستند تا با استفاده از کامپیوتر یک شی مجازی را روی محلی از نمایشگر قرار دهند. بعد از انتخاب مکان مورد نظر و قرار گرفتن سوژه در آن قسمت، صدای خاصی شنیده می‌شد. سپس دو آزمایش دیگر انجام شد که در آنها شرکت‌کنندگان به مدت ۱.۵ ساعت می‌خوابیدند. در طول خواب اول طبق معمول هیچ صدایی به گوش نمی‌رسید. اما در طول خواب دوم صدایی که زمان جابجایی شی در نمایشگر نواخته شده بود برای آنها پخش می‌شد. جالب اینجا است که هیچکدام این صدا را نشنیدند.

جای تعجب ندارد که بعد از هر خواب حافظه‌ی افراد تضعیف می‌شود. اما آنهایی که در معرض صدای پخش شده هنگام انتخاب محل آیتم مورد نظر قرار گرفته بودند همچنان حافظه‌ی قوی‌تری داشتند. جالب اینجا است که وقتی به آن گفته می‌شد آن شی مجازی چقدر اهمیت دارد، حافظه‌ی آنها قوی‌تر می‌شد.

۴- حفظ طولانی مدت خاطرات

دانشمندان معتقدند مغز ما از یک سیستم برچسب‌گذاری خاصی استفاده می‌کند که براساس آن می‌تواند خاطرات مهم‌تر را از موارد کم اهمیت جدا کند. مواردی که با برچسب «مهم» در مغز ما جای می‌گیرند، مستقیما به حافظه‌ی بلند مدت می‌روند در حالی که موارد کم اهمیت با خاطرات بعدی جایگزین می‌شوند.

اما محققان می‌گویند برای بهره‌گیری از این سیستم، امکان هک کردن آن وجود دارد. طی تحقیقاتی که اخیرا انجام شده به این نتیجه رسیده‌اند افرادی که در ارتباط با خاطره‌ی خود حتی اگر کم اهمیت باشد، صدایی را بشوند می‌توانند برای مدت بیشتری آن را به یاد بیاروند.

ابتدا گروهی از داوطلبان آیکن‌ها را در محل مشخصی از نمایشگر قرار دادند. کامپیوتر مورد نظر به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که با قرار گرفتن هر آیتم در محل مشخص، صدایی را پخش کند. به عنوان مثال با تغییر محل آیکن گربه صدای این حیوان پخش می‌شد یا با انتخاب آیکن زنگ و مشخص کردن محل آن، صدای زنگ زدن به گوش می‌رسید. سپس شرکت‌کنندگان به خواب می‌رفتند. دانشمندان صدای برخی از آیکن‌ها را برای گروهی از داوطلبان پخش کردند در حالی که گروه دیگر صدایی نمی‌شنید.

افرادی که طی خواب صداها را شنیده بودند خیلی راحت‌تر آیکن‌ها را به خاطر می‌آوردند. حتی یک صدا می‌توانست برای به یاد آوردن چند خاطره نیز کاربرد داشته باشد.

اما سوال اصلی اینجا است که وقتی می‌خوابیم چه اتفاقی برای مغز ما می‌افتد؟ در زمان‌هایی از خواب شبانه، فعالیت‌های مغز ما کاهش می‌یابد و بیشتر زمان در فازی به نام خواب موج آهسته قرار دارد.

اما دانشمندان معتقدند در فاز خواب موج اهسته برخی از خاطرات و یادآوری‌های کوتاه مدت ما در حافظه‌ی بلند مدت قشر پیشانی (قسمت جلوی مغز) قرار می‌گیرد. در برخی از این آزمایش‌ها، وقتی محققان روی فعالیت موجی مغز داوطلبان خوابیده (مانند پخش کلمات هلندی یا پخش ملودی گیتار) مطالعه می‌کنند، بیشتر از زمان خواب موج آهسته‌ی افراد بهره می‌گیرند.

یعنی هر چه زمان خواب موج آهسته‌ی ما بیشتر باشد امکان یادگیری توانایی‌های جدید و به خاطر سپردن موارد مهم‌تر بیشتری وجود دارد.

۱۴ فروردین ۱۳۹۵

سلامت نیوز: گاهی مردم تصورات نادرست و عجیبی درباره خود و ظاهرشان دارند که دلیلش هم معیارها و برداشت هایی است که واقعی و درست نیستند. بیشتر افراد واقعا بسیار زیبا هستند، فقط باید آن را پیدا کنند و دست از پنهان کاری بردارند.

۱ : درک کنید که زیبایی منحصر به فرد است

با این که ایده های بسیار قراردادی درمورد تعریف زیبایی وجود دارد، اما کافیست کسی کمی بیشتر از دیگران به ظاهرش اهمیت دهد و تمام تلاشش را برای جلوه منحصربفردش بکند تا دیگران جذب او شده و توجه شان جلب شود و در نتیجه عزت نفس و غرور بجایی به فرد دست دهد.
شما یک چیز منحصربفرد دارید که هیچ کس دیگر در این دنیا ندارد: شخصیت شما. این چیزی است که نهایتا دیگران را جذب شما خواهد کرد، اما برای رسیدن به این هدف باید ابراز وجود کنید. اگر خودتان را پشت یک باور ساختگی پنهان کنید، یا از هرکسی خجالت بکشید و در انزوا بمانید، و یا با زشت ترین لباس ها ظاهر شوید، دیگران نمی توانند خودِ حقیقی شما را ببینند.
زمانی که کاملا با خود واقعی تان زندگی کنید، قادر خواهید بود زیبایی خودتان را زنده کرده و احساسش کنید. همچنین دست از حسادت به دیگران برخواهید داشت چون دیگر آرزو نمی کنید که کاش مثل آنها بودید.

۲: واقعیت را بررسی کنید

حالا که صحبت از زیبایی ظاهری است، بگذارید در مورد تبلیغات رسانه ای هم صحبت کنیم. یک روز می گویند که باید لاغر باشید و روزی دیگر می گویند باید فرم ساعت شنی داشته باشید. اما واقعیت این است که فرم بدن شما، در برابر سالم بودن و متناسب بودن تان واقعا اهمیتی ندارد. رسانه ها تصاویر بسیار دستکاری شده از دنیا ارائه می دهند. اگر می خواهید بدانید هنرعکاسی در ترکیب با فتوشاپ چه کار می تواند بکند، بهترین عکاس پیرامون تان را پیدا کنید و بعد از این که یک آرایشگرحرفه ای سر و صورت تان را کاملا آرایش کرد از او بخواهید چند عکس حرفه ای از شما بیاندازد و سپس با کمک فتوشاپ همه چیز را تکمیل کنید. حالا خواهید دید که زندگی واقعی چقدر با تصاویری که روی جلد مجلات می بینید تفاوت دارد.

۳: اعتماد بنفس را در خود ایجاد کنید

مثل تمام چیزهای دیگر، زیاده روی نکنید، ورزش وسواس گونه نه شادتان می کند و نه ظاهرتان را خوب می کند. سونا و ماساژ هم فوق العاده اند، در وان آب گرم دراز بکشید و بعد از آن هم از یک لوسیون طبیعی بدن استفاده کنید، فورا احساس بهتری پیدا خواهید کرد. وقتی از خودتان مراقبت می کنید انگار رازی در آن نهفته است که باعث طراوت و درخشش شما می شود.

اعتماد بنفس، حقیقتا زیربنای زیبایی است. اگر شما احساس اعتمادبنفس کنید قادر خواهید بود خودتان را نشان دهید بنابراین دیگران می توانند زیبایی واقعی شما را ببینند. پیش از همه، از افکار و اندیشه های خودتان مطلع و آگاه شوید. چند بار در روز افکار خودتان را بررسی کنید. اغلب ما ناخودآگاه فکر می کنیم و واقعا توجهی به افکارمان نداریم، فقط حس و حال های گوناگون و متفاوتی را تجربه می کنیم. اگر برای تان سخت است می توانید مثلا از یک موزیک الهام بخش کمک بگیرید.
یک راه دیگر هم این است که تصور کنید خودِ جاافتاده تر و مسن تر شما با خودِ الان شما به عنوان یک دوست صحبت می کند. او که از آینده می آید چه دارد که به شما بگوید؟ اگر یک دوست مهربان و دوست داشتنی بودید و می خواستید خودتان را نصیحت کنید چه می گفتید و چه رفتاری داشتید؟
دوم، لیستی از رفتارهایی که به آنها افتخار می کنید تهیه نمایید. آیا با دیگران خوش رفتار هستید؟ کمک می کنید؟ از خودگذشتگی دارید؟ چه چیزی از شما یک انسان عالی ساخته است؟ مکررا این کار را انجام دهید، احساس خوبی خواهید داشت.
سوم، از دوستان تان بخواهید به شما لیستی از ویژگی های برجسته شما ارائه دهند. یادتان باشد که این زیبایی حقیقی شماست.
چهارم، مدیتیشن کنید، این کار به شما آرامش می دهد و به اعتماد بنفس تان کمک می کند. تکنیک های مختلف مدیتیشن را امتحان کنید.

۴: کاری کنید که حس خوب به شما بدهد

هیچ چیزی به اندازه شادی، زیبایی را منعکس نمی کند. وقتی شاد هستید دنیا مثل یک آهنربا جذب شما خواهد شد. پس ببینید چه کاری دوست دارید انجام دهید و دنبالش بروید، کاری کنید که بدرخشید.
شاید نیاز به کمی تلاش و دیسیپلین داشته باشید تا بتوانید کاری که واقعا دوست دارید را انجام دهید چون بعضی از رویاها و خواسته ها دشوارتر به دست می آیند، اما حتی نیم ساعت در روز اختصاص دادن به این کار بهتر از این است که اصلا کاری نکنید. برای تفریحات ساده هم وقت صرف کنید مثل سرگرمی های کوچک، رفتن زیر آفتاب و یا وقت گذرانی با دوستان و …

۵: مراقب بدن تان باشید

ورزش کردن هورمون هایی را آزاد می کند که شادتان کرده و احساس خوب در مورد خودتان به شما می دهد زیرا مراقب بدن تان هستید. پس بدن تان هم شاد  و سرحال خواهد شد.
گاهی مشغله های زیادی دارید اما همیشه می توانید ده دقیقه وقت برای انجام روزانه نرمش های اصلی پیدا کنید. یک یا دو دقیقه فرصت لازم است تا تمام بدن از خواب بیدار شود، سپس روی یک بخش آن تمرکز کنید، مثلا پاها، یا بازوها و بعد هم حرکات کششی را انجام دهید. حتی اگر فقط سه دقیقه فرصت دارید، فقط از جا بلند شوید و برقصید!
مثل تمام چیزهای دیگر، زیاده روی نکنید، ورزش وسواس گونه نه شادتان می کند و نه ظاهرتان را خوب می کند. سونا و ماساژ هم فوق العاده اند، در وان آب گرم دراز بکشید و بعد از آن هم از یک لوسیون طبیعی بدن استفاده کنید، فورا احساس بهتری پیدا خواهید کرد. وقتی از خودتان مراقبت می کنید انگار رازی در آن نهفته است که باعث طراوت و درخشش شما می شود.

۶: خوب بخورید

خوردن میوه جات و سبزیجات فراوان همراه با غلات سبوسدار تاثیر شگفت انگیزی روی همه چیز دارد از پوست و موی تان گرفته تا احساس شما هنگام بیدار شدن از  خواب. این لطف را درحق خود انجام دهید و از غذاهای فرآوری شده، غلات  و قندهای تصیه شده دوری کنید. همچنین حتما هر روز یک و نیم لیتر آب بنوشید.

۷: مراقب ظاهرتان باشید

احساس خوب داشتن یعنی مراقبت از تمام چیزهایی که مربوط به شماست. پوشش بسیار خوب باعث می شود شخصیت درون تان رو شود و جلوه و زیبایی تان چند برابر گردد. اگر اهل مد و فشن نیستید، از یک کارشناس کمک بگیرید! شما همیشه می توانید از نظر دوستان تان استفاده کنید، اما اول مطمئن شوید که می دانند چه می خواهید و چه باید بکنند. شما نیاز به چیزی دارید که واقعا برازنده تان باشد. گاهی اگر مدتها باشد که از دید دیگران پنهان مانده باشیم، ناگهان در عموم ظاهر شدن با لباس های زیبا و برازنده و یک مدل موی زیبا و شکیل می تواند عجیب و سخت باشد اما مطمئن باشید که به مرور احساس فوق العاده ای پیدا خواهید کرد.

۸: بیشتر بیرون بروید و خوب بخوابید

آیا می دانید که برای سالم ماندن باید هر روز بیرون از خانه هم وقت بگذرانید؟ ترجیحا یک ساعت یا بیشتر! بدن نیاز دارد تا در معرض نور آفتاب باشد(حتی با وجود ابرها) تا احساس شادابی کند.
هر شب هم سر ساعت بخوابید و حتما هفت تا هشت ساعت خواب شبانه داشته باشید. اگر این طور نباشد، بدن تان مدام احساس خستگی کرده و در نتیجه آشفته خواهید بود و احساس خوبی نخواهید داشت. هر چه بیشتر حس خوب داشته باشید، جذاب تر خواهید بود.

۹: رایحه های خوب را بو بکشید

اگر بتوانید خود حقیقی و قلب تان را به دیگران نشان دهید، آن وقت کسانی که جذب شما می شوند واقعا جذب شما خواهند ماند! اما اگر ظاهرسازی کنید و نقاب داشته باشید، فقط کسانی  را جذب خود خواهید کرد که نقاب تان را دوست دارند

باور کنید یا نه، بوها می توانند حس و حال شما را تغییر دهند. استفاده از رایحه های تند و مصنوعی عطرها به غیر از این که برای تان مضر هستند، تاثیری روی خلق و خوی تان نخواهند داشت اما شامپوها و صابون های طبیعی، بخور یا دود کردن عطرهای گیاهی برای تقویت حس و حال و روحیه عالی هستند. می توانید خودتان عطرتان را بسازید، اما اول ویژگی های گوناگون آن را مطالعه کنید. مثلا روغن مرکبات را هرگز نباید مستقیما روی پوست استفاده کنید چون در برابر آفتاب ایجاد حساسیت می کند. همچنین گفته می شود بوها خوب باعث جذب دیگران به شما می شوند.

۱۰: با کسانی که برای تان ارزش قائلند وقت بگذرانید

تقریبا هیچ راهی بهتر از وقت گذراندن با آنهایی که دوست تان دارند وجود ندارد تا به شما احساس زیبا بودن بدهد. اگر تا کنون زندگی اجتماعی فعالی نداشته اید، بیرون بروید و معاشرت  را شروع کنید. ایجاد یک حلقه بزرگ از دوستان زمان نیاز دارد چون ممکن است در این راه با کسانی آشنا شوید که مناسب شما نباشند، اما ارزش تلاش و وقت گذاشتن را دارد. داشتن یک زندگی اجتماعی راضی کننده احساس بسیار خوب و خشنودکننده ای به شما می دهد. اگر واقعا خجالتی هستید یا احساس می کنید مهارت های معاشرت را ندارید می توانید به راحتی از کتاب ها و منابعی که در این زمینه وجود دارد کمک بگیرید و تمرین کنید. هیچ کس به طور طبیعی با این مهارت ها متولد نشده تا بداند چطور دوست پیدا کند. معنی ناتوانی شما هم این نیست که شما عالی نیستید بلکه یعنی شما نیاز به فراگرفتن مهارت های اجتماعی دارید. به طور کلی، همه افراد چه برای دیدن زیبایی ها و چه برای نشان دادن زیبایی ها باید مهارت های اجتماعی شان را تقویت کنند چون ارتباط، کلید این بینش است.

و یک نکته دیگر…

آیا تا به حال شده هنر پیشه ای از نظر شما ظاهر و جذابیت خاصی نداشته باشد اما با تماشای بازی و شخصیت او در یک فیلم خاص نظرتان کاملا عوض شود و ناگهان برای تان جذاب و دوست داشتنی جلوه کند؟ دلیلش این است که رفتار و رویکرد فرد، سهم زیادی در جذابیت او دارد. اگر بتوانید خود حقیقی و قلب تان را به دیگران نشان دهید، آن وقت کسانی که جذب شما می شوند واقعا جذب شما خواهند ماند! اما اگر ظاهرسازی کنید و نقاب داشته باشید، فقط کسانی  را جذب خود خواهید کرد که نقاب تان را دوست دارند.

منبع:تبیان